اندر باب زندگی متاهلی

با دلی پر خون و اکنده از اندوه توام با بغض فرو خورده می خوام در مورد بیماری متاهلی چند کلامی با خویشتن خویش درد دل نمایم نمی دانم چه صغیه ای از کدام مصدر است که ما فکر می کنیم اگر ازدواج نکنیم بشریت از فقدان تاهل ما دچار بحران هویت می شود یا چنانچه ما همسری برنگزینیم نسل بشریت منقرض می گردد انگار بر ما وحی الهی نازل گردیده تا به تنهایی مشکل تداوم نسل بشر را به دوش کشیم من بشخصه از جمله انسانهایی بودم که این بار سنگین را به دوش کشیدم سهم من از جلوگیری از انقراض بشر تولید دو عدد پسر کاکل زری است که به نحو احسنت با عرق شبانه حاصل شد حالا بماند که به بهانه تولید مخلوق این حقیر چه ابداعاتی در علم پوزیشنهای صکث داشتم به هر حال بنا به وظیفه ملی من تولید کردم اما حالا که به تولیدات خود نگاه می کنم دلم به حالشون می سوزه اونم چه سوختنی به قول  مولانا که میگه (سینه خواهم شرحه شرحه از فراق )مهم اون شرحه شرحه است که معنیش میشه ریش ریش داغون اسفناک .حالا چرا دلم واسه تولیداتم شرحه شرحه میشه خدمتتون با ذکر مثال عرض می کنم دیروز یک دعوای نفس گیر با عیال محترم داشتم سر  نظافت منزل  اخه یکی از چندین بیماری شناخته شده بنده بیماری وسواسه البته موارد دیگری هم هست که اطباء در شناختش ناتوان مانده اند و انگشت به دهان ذکر فتبارک الله احسن الخالقین زمزمه می کنند ˛  بگذریم . اغا بعد از یک  روز کاری سخت ناشی از بیکاری وپرانش پشه در اداره وقتی وارد منزل شدم با صنحه کریه چرت زدن عیال مواجه شدم در عین حال مشاهده کردم تعدادی اسباب بازی تولید شماره دو در خانه پخش و پلاست ابتدا کضم غیض کردم و پس از مقداری نازک کردن چشم و ابرو همراه با پک و پوز فراوان پس از کندن لباسها باخشم وعصبانیت به گونه ای که منجر به جر خوردن خشتک تنبان این حقیر شد خود را عین کانگورو روی تخت انداخته ومشغول به ذکر غر غر زیر پوستی شدم همسر گرام که از مشاهده رفتار من انگشت به دهان هنگ نموده بود جهت بررسی اوضاع کنارم دارز کشید تا با مقداری نوازش با چاشنی عشوه هوای سرد خانه را تلطیف نماید اما از انجا بنده تصمیم داشتم برای بار شصتمین بار گربه را دم حجله به فاک فنا دهم پشت گردانیده و تکنیک غر غر با صدای متوسط را اغاز نمودم همسر گرام جهت پاتک این تکنیک تغییر موضع داد و به اتاق تولیدات رفت و روی تخت دراز کشید و مشغول چک کردن گروه های واتس آپ خود شد بنده که با این صحنه مواجه شدم و خود را در کشتن گربه ناتوان یافتم بنای بر غرغر با صدای بلند گذاشتم که باز افاقه نکرد ناچارا به کنار تخت تولید خود رفتم تا نکات خانه داری را به عیال یاداور شوم در این هنگام همسر ذکر مصیبت آغاز کرد که خستس و تولیدات اینجانب دیگر براش نای نظافت نمی گذارد در ضمن گفتند مشکلات زنانگی دارند و دچار ضعف جسمانی هستند پس از ذکر مصیبت خانم از انجایی که بنده بر خر شیطان سوار بودم همچنان بر یاداوری نکات پایفشاری می کردم همسر گرام که دید میخ فولادی نرود در سنگ پاشد و مشغول خانه داری گشت البته با اکراه و ناراحتی ˛ در این اثنی فرزندان بنده خانه را بر سر نهاده پشتک و بارو می زدند در اینجا بود که همسر امپر چسباند خشتک همی دردید و گلاب به رویتان هر چه از دهان مبارک بیرون امد نثار این حقیر و خانواده ام کرد حالا این همه روضه خوندم که به قضیه شرحه شرحه برسیم در حین مشاجره متوجه شدم پسر کوچکم به شدت ترسیده و بی صدا اشک می ریزد در اینجا بود که دچار شهود عرفانی شدم و به این نتیجه رسیدم اگر من و همسر گرام به اندازه انسانهایی اولیه توانایی مذاکره نداریم به گور همه کسمان می خندیم توله پس می ندازیم پسر بزرگم که لطفک تجربه کسب کرده که وقتی من و مادرش تکنیکهای به فاک دادن هم را مرحله به مرحله اجرا می کنیم او باید در مرحله اول لنگ مبارک را جمع کرده و فرار را بر قرار ترجیح دهد  همی فرار نموده و به حیاط مجتمع رفت تا وضعیت سفید اعلام گردد مشکل در حال حاضر مربوط به طفل کوچک است که هنوز توانایی کسب چنین تجربه ای را ندارد به هر صورت پس از مشاجره و دیدن صحنه اسفناک ناراحت شدن و ترسیدن فرزند کوچکمان  ˛ هر کدام کیون مبارک را جمع کرده به گوشه ای خزیده وجهت چس نمودن خود سر در گریبان فرو بردیم در حین خود چس نمودن به این موضوع فکر کردم که مگر ما عمر نوح داریم که می خواهیم با فرسوده کردن خود به خاطر مسائل ناچیز ریدمان کنیم زندگی را در ثانی این طفلان چه گناهی دارند که والدینشان شعور زندگی مشترک را ندارند در نتیجه مانند کبری جون چند تصمیم مهم گرفتم اولا اگر از نظافت منزل ناراضی هستم چشمم کور دندم هم نرم جهت حفظ بنیان خانواده خودم اقدام به نظافت کنم دوم چنانچه به هر دلیلی با عیال بحث کردم اینقدر شعور داشته باشم که خویشتن داری کرده و بحث را به خلوت خصوصی خود ببرم سوم انکه بیشتر به عیال محترم توجه نموده و زبان به مدح و ستایش ایشان گشایم چون این روانشناسان بیکارتر از من بر این عقیده اند زن باید محبت کلامی شود تازه اونم به کرات (دهنشون اسفالت اینقدی که این روانشناسا دهن ملت رو نمودن نیوتن با این فرمول های بیضویش ملت را ازار نداد) مخلص کلام خودم کردم که لعنت بر خودم باد ضمنا پس از خود چس نمودن و غور در افکار منش انسانیت بر گزیده بر پای همسر افتاده بوسه ها بر گونه ایشان زدم تا رضایت نمودند ایشان هم از وضعیت خود چس نمودن بیرون ایند بماند که  نیم نگاهی هم به شب پنجشنبه داشتم تا محروم نشم از ثواب این شب عزیز ˛ حالا همه اینا به کنار اواخر شب دوستان اداره زنگ زدند که برویم بیلیارد ما هم جهت لوس نمودن خود گفتیم که خانواده مهمتر است و نمی ایم و اینا که همسر فل فور عرض نمودن زر نزن گشادی خود را به دامان پاک خانواده پیوند نزن که به ناچار با فرزند بزرگ و دوستان رفتیم بیلیارد بماند که چون اولین بار بود فرق بین بیل و چوب بیلیارد را تشخیص ندادیم و فقط اونجا سلفی گرفتیم و چسیها رفتیم انگار جد اندر جدمان بیلیاردر بودن و عکسهای سلفی را در گرو های مختلف به اشتراک گذاشتیم و بماند که زمان بازگشت به خانه فرزند کوچک هنوز بیدار بودند و فرمودند  د  د  یعنی می خوان برن بیرون که در نهایت ساعت یک بامداد من در حال هل دادن تاپ نی نی بودم واین چنین بود که تا 4 صبح بیدار بودم و هم اکنون که دارم این مطلب را تایپ میکنم از شدت خوابالودگی دارم جر می خورم و این داستان زندگی متاهلی همچنان ادامه دارد .

/ 1 نظر / 8 بازدید
سایت آموزشی ایران نیو

با سلام من مدير سايت ايران نيو هستم ما قصد تبادل لينک با کليه وبلاگ ها و وبسايت ها را داريم درصورتي که شما با تبادل لینک راضي بوديد و قصد تبادل لينک با ما را داشتيد فقط کافيه ابتدا ما را با عنوان ايران نيو و آدرس www.IRAN-NEW.IR لينک کنيد سپس در سايت ما در قسمت ارتباط با ما و یا نظرات یک از مطالب عنوان و آدرس سايتي که ميخواهيد شما را لينک کنيم را براي ما بفرستيد تا در اولين فرصت لينک سايت شما در قسمت لينک دوستان سايت ايران نيو قرار گيرد باتشکر